..................
"گفتم غم تو دارم، گفتـا غمت سر آید!"
"گفتم که ماه من شو، گفتـا اگر بر آید!"
...
نام شهنشـه ما، چون بر سر خبرهاست!
چندیست الگوریتمت، را خاک بر سرآید!
...
پنهان کنی به سرعت، نام شهنشـه ما!
نام شهنشهی که، چون ماه نو در آید!
...
خود ریده ای به قانونی که نوشتی آنرا!
تا بلکه عقده و خشم، سوی تو کمتر آید!
...
یک عده ای که گویا، از بطن این نظامند!
اصلاح! می پسندند، تا خرجشان درآید!
...
خود بیست سال بگذشت، از سید فریبا!
یک دور باطل است این، تا جان تو در آید!
...
"نرگس محمدی" خود، عضوی از این نظامست!
خـــود نقش منفــی او را، اجـــرای بهتــر آید!
...
چون مدتش سـر آید، نقشی دگر دهندش!
"نسرین ستوده" آنگــاه، بالای منبـــر آید!
...
این حقــــه های کهنـــه، دیگر اثــر ندارند!
معکوس "هوگ" خوری تو تا وزن بهتر آید!
...
این دین و این حکومت، اصلاح ناپذیرند!
اصلاح خویشتن کن، از دستت ار بر آید!
...
استــــاد مـا بزرگ و، آزاده و نجیب است!
از دست چون شمایان، فردی چو من بر آید!
...
چون در زمان اسلام، چشمم گشوده شد بر!
این دولتی کــه از آن، بس بوی عنتــــر آید!
...
آموختم چگــــونه، آدم کنم خــــران را!
هم آن خری که بهتر، بر صوت عرعر آید!
...
جز خواندن شهادت، راهی دگر نباشد!
چون پنجــه عقابی، بر فرق کفتــر آید!
...
ابن سایت را بکوبم، بر فرق همچو گاوت!
با شدتی که از تـــو، آوای خــــر در آیــد!
...
این شعر هم بگفتم، با لحن پــر مروت!
گر که نفهمی آنگاه، اشعار دیگــر آید!
...
بر هیکل تو کردم، هر آنچه لایقش بود!
رو کن هرانچه خواهی، از دستت ار برآید!
..................
شاعر: زن شگفت انگیز!
"گفتم غم تو دارم، گفتـا غمت سر آید!"
"گفتم که ماه من شو، گفتـا اگر بر آید!"
...
نام شهنشـه ما، چون بر سر خبرهاست!
چندیست الگوریتمت، را خاک بر سرآید!
...
پنهان کنی به سرعت، نام شهنشـه ما!
نام شهنشهی که، چون ماه نو در آید!
...
خود ریده ای به قانونی که نوشتی آنرا!
تا بلکه عقده و خشم، سوی تو کمتر آید!
...
یک عده ای که گویا، از بطن این نظامند!
اصلاح! می پسندند، تا خرجشان درآید!
...
خود بیست سال بگذشت، از سید فریبا!
یک دور باطل است این، تا جان تو در آید!
...
"نرگس محمدی" خود، عضوی از این نظامست!
خـــود نقش منفــی او را، اجـــرای بهتــر آید!
...
چون مدتش سـر آید، نقشی دگر دهندش!
"نسرین ستوده" آنگــاه، بالای منبـــر آید!
...
این حقــــه های کهنـــه، دیگر اثــر ندارند!
معکوس "هوگ" خوری تو تا وزن بهتر آید!
...
این دین و این حکومت، اصلاح ناپذیرند!
اصلاح خویشتن کن، از دستت ار بر آید!
...
استــــاد مـا بزرگ و، آزاده و نجیب است!
از دست چون شمایان، فردی چو من بر آید!
...
چون در زمان اسلام، چشمم گشوده شد بر!
این دولتی کــه از آن، بس بوی عنتــــر آید!
...
آموختم چگــــونه، آدم کنم خــــران را!
هم آن خری که بهتر، بر صوت عرعر آید!
...
جز خواندن شهادت، راهی دگر نباشد!
چون پنجــه عقابی، بر فرق کفتــر آید!
...
ابن سایت را بکوبم، بر فرق همچو گاوت!
با شدتی که از تـــو، آوای خــــر در آیــد!
...
این شعر هم بگفتم، با لحن پــر مروت!
گر که نفهمی آنگاه، اشعار دیگــر آید!
...
بر هیکل تو کردم، هر آنچه لایقش بود!
رو کن هرانچه خواهی، از دستت ار برآید!
..................
شاعر: زن شگفت انگیز!