۱۳۹۵ آذر ۴, پنجشنبه

وه چه تحریمی است در بالاترین!



وه چه تحریمی است در بالاترین!
آمده ســرهای "آنهـــــا" بر زمین!

...

خود در اوج هستیم با یاران مان!
لینکها غرق نظر بــــــاران مان!

...

این همان بالاچــــه ای باشد که ما!
با هــــدف، با عشــق، بنمودیم بنا!

...
 
دشمن از ما این شجاعت را که دید!
هم به خود هم بر عملکـردش بِرید!

...

هر که هستی پس بیا خود سوی ما!
خویش را از اهــرمن هـا کن رهـــا!

...

هیچ آدابـــی و ترتیبـــی مجــــــوی!
هر چه می خواهد دل تنگت بگوی!

۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

الا تحـــــریمیان گـــــرد هم آئید!



..............



الا تحـــــریمیان گـــــرد هم آئید!
که بالاتــــر ز هــــر بالا شمائید!

...

که از ذوق و تلاشی که شمایان!
نمودید اندر این ده ساله میدان!

...

زگمنامی به شهرت ها رسیـده!
همیـن "بالاترین" ورپــریـــده!

...

ولــی افتـــاده دست چند بچـــه!
که خاتون دیده اند، اما کدو نِه!

...

چون آنان را نبود آگاهی از آن!
بدون احتیاط و سست و لرزان!

...

 به تهدید و فشار و تیغ سانسور!
برای خودنمـــــائی هی زدند زور!

...

حساب مردمـــان گردید مســدود!
که تا نامردمـــان گردند پر سود!

...

ولی هر خاک و خاشاکی که آنهــا!
بپاشیدند شــــادان ســـوی مـاهــا!

...

فــــرود آمد به روی کلـــه هاشان!
وبر آن چهره های بی حیــــاشان!

...

چو نیکو بنگری تحریم، جنگ است!
"کلوخ انداز را پاداش، سنگ است"!

...

هر آن کو خسته خواهد مر شما را!
یقین گم کـــرده سوراخ دعــــــا را!

...

بدون اعتنــــا بــــر بی حیایـان!
ادامه می دهیم بر عهد و پیمان!

...

چو نیکو بنگرید اطرافتان را!
ببینید حاصل تحریمتــــان را!


..............

شاعر: زن شگفت انگیز!

۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

عَرعَر مقدس!

۱۳۹۵ آبان ۲۹, شنبه

یادآوری پیام لسان الغیب حافظ شیرازی به دکتر مهدی یحیی نژاد!


۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه

دستـه بیلــی بــرای سانســورچی سایت بالاترین!

۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

دسته هونگی برای سانسورچی سایت بالاترین!

"شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی!"

"شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی!"

شعر با قافیه آزاد - ... نخور!

جدا شو ز بدکار ای هموطن .... مشـــو هم رَه او به راه گنـــاه!

"چه فرمان یزدان چه فرمان شاه" .... سپهر آنِ یزدان، زمین آنِ شاه
...
نشاید که سرپیچی از هیچ یک .... دو فرموده سوی یکی شاهراه
...
همان شاهراهی که ایران زمین .... هم آغاز آن است و پایان راه
...
ز ایران به ایران بباید رسی .... از آنی که روز و شبش شد تباه
...
به ایران آزاد و فرخنده پی .... همانی که بنهاد و کوچید شاه!
...
به سرمنزل آخر آنگه رسی .... که ایران خرَد را شود پایگاه
...
وگرنه زجهــل و ز نامــردمی .... نیابی کسی را تو انـــدر پناه
...
ز بدکــار هرگز نگـــردی رها .... چو نـــزد بدانت بود جایگاه
...
بباید جدا گشتن از دشمنان .... همانان که کردند ایران، تباه
...
همانان که آن چهره شوم شان .... شود با دَد و اهرمن اشتباه!
...
که آنان بزودی به مرگی بسی .... بد انجام وننگین وبس جان‌کاه
...
ببینند فرجـــــام بد کارگـــی .... بغلتند یکبـــــاره تا قعـــر چاه
...
همان چاه تاریک بسیار ژرف .... که کندند با فعل زشت و تباه
...
جدا شو ز بدکار ای هموطن .... مشـــو هم رَه او به راه گنـــاه!
...
به فردای فرخنده ای می رسیم .... بیاری یزدان و فرمان شاه
...
اگر چه شهی را ز کف داده ایم .... ولی آندگر شــــاه پر فرّ و جاه
...
بجای است و فرمان شاهی بدست .... بدست پسر داده فرمان، شاه
...
"پسر کو ندارد نشان از پدر" .... خطا باشد ار نامی‌اش پورِ شاه
...
ولی تا بدین لحظه شاه نوین .... به فرّ و به حکمت بپیمود راه
...
به قانون مشروطه ایشان بوَد .... همی شاه ایران و یزدان پناه
...
همی بگــــذرد دور اهریمنان .... رسیده به پایان روز سیــــــاه
...
سپهر و زمین آنِ یزدان و شاه .... که صبح بداندیش شد شامگاه
..................
شاعر: زن شگفت انگیز!

تقدیم به خاک میهن، که امانت‌دار هزاران ساله خونهای پاک بوده است و خواهد بود!

بالا .... بالا ..... بالاتر!


سانسورچی مضطرب بالاترین!

چون که سانسورچی این سایت کمی مضطرب است!

همـــه را دشمن جــــان بهــــر خــــودش می بینـــد!

...

مصلحـت نیست کــــه اورا ســــر خــــود وا بنهــــی!

"مـــــــرده را رو بــــدهــــی بر کفنـــش می رینـــد!"