این شعر جهت استفاده دوستان شعردوست با قافیه آزاد سروده
شده، که بسته به مورد استفاده می توانید به جای سه نقطه هر کلمه مناسب یا
دلخواهتان مانند: غم ... نان ... کیک ... شربت ... گل و نظایر آنها را ،
قرار دهید.
..................
ماوس و کیبرد و مونیتور را همه دارند جانا، ... نخور!
چند شاهی بهر اینترنت بدست آرند جانا، ... نخور!
....
چند مطلب از قدیمی یا که نو را میتوان گوگل نمود
لیکن انسانی ندیده خیری از آن تا به حالا، ... نخور!
....
گر تصادف، پی سی و سرور بیاورد و فرا رویت نهاد
باز هم هستی تو اندر لیست بی دست و پاها، ... نخور!
....
پشت رایانه نشستن کار هر بز نیست! دانی بی سواد؟
چونکه آن کاریست چون کوبیدن خرمن به صحرا، ... نخور!
....
گاو نر می خواهد و مرد کهن، مطلب نوشتن یا که شعر
را از اعماق وجودت خوش سرودن ناب و زیبا ، ... نخور!
....
نرگس چشمان تو شاید که افتاده است از نور و فروغ
نرگسی باید خوری و یک دل سیر ارده حلوا ، ... نخور!
....
گر که از بدبختی و از حرص و جوشت کله را کوبی بسقف
نیک دانی نیست درمانی جنون گـــاوها را ، ... نخور!
....
یک دو چندی گشته ای همبازی طفلان لوس و بس ننر
چون شوی پنهان؟ به دست ما شوی آخر تو پیدا ، ... نخور!
....
چند سیلی و چک و پس گردنی را تو همی باید خوری
اینهمه نعمت ز بهر خوردنت گشته مهیا ، ... نخور!
....
چون پریروز و همی دیروز و فرداهای خوش از آن ماست
گر توانی چاره ای بنما تو امروزِ دوپا اندر هوا را ، ... نخور!
....
طوطیان هند همی شکر شکن گشتند از شیرینی اشعار ما
کرم و زنبور و مگس گردد خوراک مرغ مینا، ... نخور!
..................
شاعر: زن شگفت انگیز!
..................
ماوس و کیبرد و مونیتور را همه دارند جانا، ... نخور!
چند شاهی بهر اینترنت بدست آرند جانا، ... نخور!
....
چند مطلب از قدیمی یا که نو را میتوان گوگل نمود
لیکن انسانی ندیده خیری از آن تا به حالا، ... نخور!
....
گر تصادف، پی سی و سرور بیاورد و فرا رویت نهاد
باز هم هستی تو اندر لیست بی دست و پاها، ... نخور!
....
پشت رایانه نشستن کار هر بز نیست! دانی بی سواد؟
چونکه آن کاریست چون کوبیدن خرمن به صحرا، ... نخور!
....
گاو نر می خواهد و مرد کهن، مطلب نوشتن یا که شعر
را از اعماق وجودت خوش سرودن ناب و زیبا ، ... نخور!
....
نرگس چشمان تو شاید که افتاده است از نور و فروغ
نرگسی باید خوری و یک دل سیر ارده حلوا ، ... نخور!
....
گر که از بدبختی و از حرص و جوشت کله را کوبی بسقف
نیک دانی نیست درمانی جنون گـــاوها را ، ... نخور!
....
یک دو چندی گشته ای همبازی طفلان لوس و بس ننر
چون شوی پنهان؟ به دست ما شوی آخر تو پیدا ، ... نخور!
....
چند سیلی و چک و پس گردنی را تو همی باید خوری
اینهمه نعمت ز بهر خوردنت گشته مهیا ، ... نخور!
....
چون پریروز و همی دیروز و فرداهای خوش از آن ماست
گر توانی چاره ای بنما تو امروزِ دوپا اندر هوا را ، ... نخور!
....
طوطیان هند همی شکر شکن گشتند از شیرینی اشعار ما
کرم و زنبور و مگس گردد خوراک مرغ مینا، ... نخور!
..................
شاعر: زن شگفت انگیز!